یک تجربه جدید!!

خرید بک لینک
امروز باقی میوه هایی که مونده بود را بردیم میدان بازار چهارشنبه هادیشهر و حدود 1 میلیونی فروختیم ولی باز کیوی ها و اینا مونده (داشتیم زیر قیمت میدادیم همه عاصی شده بودن )

البته اگر تعطیلات ژانویه هایستانی ها نبود برای اونا میفروختیم ولی چون اونا تو خوشگذرونی های ژانویه هستن و میوه خراب میشه بردیم که از شرشون راحت شیم

به هر حال امروز تجربه خاصی بود ... یک خانوم مودب و موقر میانسال به بالا اومد پیشم گفت پسرم اگر میتونی چند عدد خیار بده من پول ندارم منم از خدا خواسته که میخواستم از شر میوه ها راحت شم (آخه فروشندگی میوه کار من نیست) دو سه کیلویی دادم بهش اونم خیلی دعام کردم

امیدوارم به حق این دعاها حداقل کارهام رو به راه بشه

خدایا بیشتر هوامو داشته باش خیلی سعی میکنم نا امید نشم

دمت گرم

ترانه عشق...

ما را در سایت ترانه عشق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 180 تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 20:50

صفحه بندی